الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
213
الغدير ( فارسي )
آنچه در داستان قتاده از زبان انس آمده - معاذ پسر جبل است و اين داستان را ابن جرير در تفسير خود - ج 7 ص 24 آورده و نيز : هيثمى در « مجمع الزوائد » ج 5 ص 52 و عينى در « عمدة القارى » ج 8 ص 589 و سيوطى در « الدر المنثور » - ج 2 ص 321 به گزارش از ابن جرير و ابو الشيخ و ابن مردويه - و نووى در گزارش صحيح مسلم كه در كنار « ارشاد » از قسطلانى چاپ شده ج 8 ص 232 . معاذ در آن روز 23 ساله بوده زيرا در سال 18 هجرى در گذشته و به گفتهء ابن جوزى در « صفة الصفوة » به هنگام مرگ 33 سال داشته است . نامبردگان پس از آنكه دو آيه در ناروا بودن باده گسارى فرود آمد با تفسيرهاى نادرست و با ديگرگون شناختن آنچه بايد از آن دريافت بازهم دست به اين كار مىزدند - چنان كه در ج ششم ص 251 از چاپ دوم گذشت - تا آيهء مائده فرود آمد : اى كسانى كه ( به آئين راستين ) گرويدهايد جز اين نيست كه باده گسارى و برد و باخت و بتپرستى و تيرهاى گروبندى كارى پليد و اهريمنى است - تا آنجا كه خداى برتر از پندار مىگويد - پس آيا شما از آن دست مىكشيد ؟ اين رويداد در همان سال بود كه پيامبر مكه را گرفت و آنان چون خشم برانگيختهء خدا - درود و آفرين خدا بر وى و خاندانش - را ديدند - همچنين از سومين آيهء - دانستند كه دستور به پرهيز و هراس دادن آنان از اين كار رسيده اين بود از آن دست شستند و عمر گفت دست شستيم دست شستيم . آلوسى در تفسير خود - ج 2 ص 115 - گويد : « پس از فرود آمدن دستور به پرهيز از باده گسارى در سورهء بقره ، بزرگان ياران پيامبر - خدا از آنان خشنود باد - باز هم آن را مىنوشيدند و مىگفتند ما تنها آن چه را برايمان سودمند باشد مىآشاميم و از اين كار باز نايستادند تا دستور سورهء مائده فرود آمد . » ابن ابى حاتم از داستان انس آورده كه او گفت : ما باده گسارى مىكرديم كه اين فراز فرود آمد : از تو دربارهء باده گسارى و برد و باخت مىپرسند - تا